جمال الدين محمد الخوانساري

57

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

ظاهرست وبنا بر دوّم مراد اينست كه آدمي از سودى كه بكند بايد كه پر شادمان نشود وپناه برد بخدا از اين كه زيانى در عقب داشته باشد ، وهمچنين از فوت سودى پر غمناك نبايد شد ممكن است كه مصلحت أو در آن بوده باشد وآن سود را اگر مىبرد سبب زيانى از براي أو مىشد . 5276 ربّ دائب مضيّع . بسا تعب كشندهء ضايع كنندهء . واين نيز باعتبار اينست كه آن تعب أو ضرر بآخرت أو داشته باشد ، ويا باعتبار اين كه در واقع نفعي از براي أو نكند وبنا بر اوّل غرض ظاهرست ، وبنا بر دوّم غرض منع از حرص در سعى وتعب كشيدن از براي دنياست واين كه بسيارست كه هيچ اثرى بر آن غير تضييع أوقات مترتّب نشود بلكه گاه باشد كه آن سعى وتعب أو كار أو را ضايع كند . 5277 ربّ متودّد متصنّع . بسا اظهار دوستى كنندهء متصنعى . « متصنع » آنست كه خوبى روش وطريقه را برخود بندد ودر واقع نداشته باشد ومراد اينست كه هر كه اظهار دوستى كند فريب أو نبايد خورد گاه باشد كه متصنع باشد . 5278 ربّ عاطب بعد السّلامة . بسا هلاك شوندهء بعد از سلامت . يعنى بسا كسى كه از بلائي سلامتى يابد وبعد از آن بىفاصلهء هلاك شود پس آدمي بمجرّد همين كه از بلائي خلاص شد مغرور نشود واز دعا واستعاذه بدرگاه حق تعالى وتهيهء توشهء مرگ وتدارك أسباب آن غافل نگردد . 5279 ربّ سالم بعد النّدامة . بسا سالمى بعد از پشيمانى . يعنى بسيارست كه كسى پشيمان مىشود از كارى وگمان ميكند كه آن بلائي ومصيبتى خواهد شد از براي أو ، وبعد از آن سالم مىماند